تبليغاتX
...آدم اینجا تنهاست

...آدم اینجا تنهاست

یه سلام  بهاری به دوستداران وبلاگ من

اینجانب تصمیم گرفتم که یه وبلاگ تکونی حسابی کنم

می خواهم موضوع وبلاگ رو از غم و غصه به شادی و مطالب قشنگ و جدید تغییر بدم

خلاصه اینکه دیگه شادم و می خوام شما ها رو هم شاد کنم

باید بگم که این وبلاگ واسه همیشه تعطیل شد

گریه نکنید آخه یه وبلاگ با حال تر راه انداختم

حتما سر بزنید

http://sadeh-bekhand.blogfa.com/

 

مخلص همگی

لیلی قدیم ندیما و ترلان الان

منتظرتون هستما

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت   توسط لیلی  | 

رفتم مرا ببخش و مگو وفا نداشت

راهی بجز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

 

رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت ترا

با اشک های دیده ز لب شستشو دهم

رفتم که ناتمام بمانم در این سرود

رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم

 

رفتم مگو مگو که چرا رقت ننگ بود

عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما

از پرده ی خموشی و ظلمت چو نور صبح

بیرون فتاده بود به یکباره راز ما

 

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

در لابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان

فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

 

من از دو چشم روشن و گریان گریختم

از خنده های وحشی طوفان گریختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گریختم

 

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله ی آتش زمن مگیر

می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم

مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

 

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش

در دامن سکوت بتلخی گریستم

نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها

دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت   توسط لیلی  | 

 

این منم که چشم انتظار

عمری دل شکسته ام

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت   توسط لیلی  | 

چند تا عکس واسه عزیزان

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت   توسط لیلی  | 

تست روانشناسی

چه قدرعاشق هستيد؟

عشق هم بالاخره اتفاقي است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ مي‌دهد. براي خيلي از روان‌شناس‌ها مطالعه اين پديده جالب است. بعضي‌ها مانند استرنبرگ حتي نظريه‌اي علمي ‌درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است که يک عشق کامل سه جنبه دارد. اولين جنبه، وفاداري به معشوق است، دومي، ‌احساس صميميت نسبت به او و سومي، ‌داشتن ميل جنسي به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر کدام از اينها که وجود نداشته باشد، يک جاي کار دارد مي‌لنگد. پرسشنامه زير خيلي به جزييات عشق کاري ندارد و مي‌خواهد به طور کلي بگويد که آيا شما عاشق هستيد يا نه؟ اين تست در دانشگاه نورس ايسترن بوستون تهيه شده است و خوب، معلوم است که بيشتر براي دانشجوها کاربرد دارد.

چگونه از اين تست استفاده کنيم؟

عبارات زير را بخوانيد. معشوق‌تان را تصور کنيد و نام معشوق‌تان را به جاي کلمه او بگذاريد. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بوديد، عدد 7، اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6 ، اگر کمي‌ موافق بوديد عدد 5، اگر عبارت را هم درست مي‌دانستيد و هم غلط (يعني در مورد نظرتان مطمئن نبوديد)، عدد 4، اگر با آن کمي ‌مخالف بوديد، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2 و اگر به‌طور کامل مخالف بوديد عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.

 

1) براي رسيدن به او خيلي عجله دارم. ?

2) او را خيلي جذاب مي‌دانم. ?

3) او نسبت به بيشتر مردم، عيب‌هاي کمتري دارد. ?

4) براي او هر کاري که لازم باشد، انجام مي‌دهم. ?

5) به نظر من، او خيلي دلربا است. ?

6) دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم. ?

7) وقتي با هم کاري را انجام مي‌دهيم، کار برايم خيلي خوشايند است. ?

8) دوست دارم که او حتما مال من باشد. ?

9) اگر اتفاقي براي او بيفتد؛ خيلي ناراحت مي‌شوم. ?

10) خيلي وقت‌ها به او فکر مي‌کنم. ?

11) خيلي مهم است که او به من علاقه داشته باشد. ?

12) وقتي با او هستم، کاملا خوشحالم. ?

13) برايم دشوار است که براي مدتي طولاني از او دور باشم. ?

14) خيلي به او علاقه دارم. ?

 

راهنماي نمره‌گذاري:

حالا عددهايي را که جلوي هر عبارت گذاشته‌ايد، با هم جمع بزنيد.

• شمايي که بالاي 89 نمره آورده‌ايد، وضع‌تان خراب است. شما بدجوري عاشق شده‌ايد و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌ايد، در عشق‌تان هيچ شکي نمي‌توان کرد.

• اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 مي‌چرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد عاشق هستيد و چيزي نمانده است که در بالاي قله عشق بايستيد.

• اما اگر نمره‌تان بين 68 تا 77 باشد، احتمال کمتري وجود دارد که عاشق باشيد. اما شما هم به هر حال عاشق‌ايد.

• کساني که از 68 پايين‌تر آورده‌اند، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد چندان عاشق نيستند.
• کساني که از 58 پايين‌ترند، به‌ هيچ‌وجه عاشق نيستند. اين گروه بهتر است پيشه ديگري براي خودشان دست و پا کنند و يا اسم احساسات رقيق‌شان را نگذارند عشق!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/29ساعت   توسط لیلی  | 

منو بگیر از این روزای در به در
از این روزا از این شبای بی ثمر
منو ببر به خاطرات رفتمون
روزایی که تو جا گذاشتی پشت سر
تو کوچه ها نمی شه بی تو پرسه زد
خیابونا غریب و غم گرفته ان
کجا برم چرا نمی رسم به تو ؟
کجایی پس چرا نمی رسی به من؟
حالا که نیستم اشکاتو کی پاک کنه
کی عاشقونه می نویسه اسمتو
بدون من هزارسال دیگه هم
بدون کسی نمی شکنه طلسمتو

چقدر حرف مونده و نمی شنوی
چقدر راه مونده و نمی کشم
ببین کجای قصه پس زدی منو
محاله بی پناه تر از این بشم
غریبگی نکن دلم غریبه نیست
همونه که برات ستاره چیده بود
بگو که یادته بگو که یادته
همون که گفتی از خدا رسیده بود
تو شونتو نمی سپری به هق هقم
نه می گی عاشقی نه می گم عاشقم
نه تو دیگه برام اون عشق سابقی
نه من دیگه برات گل شقایقم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/28ساعت   توسط لیلی  | 

من در تنهایی نیستم

تنهایی در من است

 

 

Koocheh-larg.jpg

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/27ساعت   توسط لیلی  | 

وقتی کسی نيست که به دادت برسه پس داد نزن،
سکوت کن،
شايد از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده،
فرياد دردت رو دوا نميکنه،
اما سکوت شايد نتونه دردتو از بين ببره
اما ميتونه خيلی راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده

(راه رسم عاشقی و دل بردن و می دونی کاشکی یادت می دادن یه ذره مهربونی ...)


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/27ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/27ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/27ساعت   توسط لیلی  | 

 

روز عشق و تنهایی

 

واقعا با هم جور در میان ؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت   توسط لیلی  | 

سبندارمذگان جشن گرامی‌داشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز مردان به زنان خود، با محبت هدیه می‌دادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند.

اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده‌اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمزگان بجای والنتین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت   توسط لیلی  | 

روز اول با خود گفتم :

دیگرش هرگز نخواهم دید

روز دوم باز می گفتم :

لیک با اندوه و با تردید

روز سوم هم گذشت

اما

بر سر پیمان خود بودم

ظلمت زندان مرا می کشت

باز زندان بان خودم بودم

آن من دیوانه ی عاصی

در درونم های و هوی می کرد

مشت بر دیوار ها می کوفت

روزنی را جست و جو می کرد

می شنیدم نیمه شب در خواب

های های گریه هایش را

در صدایم گوش می کردم

درد سیال صدایش را

شرمگین می خواندمش بر خویش

از چه بیهوده گریانی ؟

در میان گریه می نالید :

دوستش دارم نمی دانی ؟!

روزها رفتند و من دیگر

خود نمی دانم کدامینم

آن من سر سخت مغرورم ؟!

یا

من مغلوب دیرینم ؟!

بگذرم گر از سر پیمان

می کشد این غم دگر بارم

می نشینم شاید او آید

عاقبت روزی به دیدارم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/22ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط لیلی  |